سوره الجمعه

 

سوره جمعه در جزء ۲۸ قرآن قرار دارد و شامل ۱۱ آیه است و ۶۲ سوره‌ی قرآن می‌باشد. توصیه شده است که این سوره را در رکعت اول نماز جمعه بخوانند تا مردمی که جمع شده‌اند، از آیه‌های این سوره در جهت جامعه‌شناسی پند بگیرند. یکی از مسائلی که در این سوره مورد بحث است توجه به یهودیان به عنوان عاملی بیرونی با تاثیری نامطلوب بر جامعه اسلامی است.

جُمُعَه: از جماعت می‌آید. یعنی اگر شش روز را به صورت فردی زندگی می‌کردید، یک روز را به زندگی جمعی و حضور در اجتماع اختصاص دهید. لذا در روز جمعه مسلمانان نماز سیاسی عبادی می‌خوانند و به مسائل موجود در زندگی اجتماعی مردم می‌پردازند و مسئول آن اجتماع گزارشی از عملکرد خود را ارایه می‌دهد. در این نماز که روشن‌گر و آگاهی بخش است، ارتباط مسئولان جامعه با توده‌ی مردم برقرار می‌شود تا بتوانند گزارشی مستقیم از فعالیت‌های اجتماعی را دریافت نمایند و چالش‌ها و فتنه‌ها را به بحث بگذارند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿۱﴾

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است‏ خدایى را که پادشاه پاک ارجمند فرزانه است تسبیح مى‏ گویند (۱)

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۲﴾

اوست آن کس که در میان بى‏ سوادان فرستاده‏ اى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد و [آنان] قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند (۲)

وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿۳﴾

و [نیز بر جماعتهایى] دیگر از ایشان که هنوز به آنها نپیوسته‏ اند و اوست ارجمند سنجیده‏ کار (۳)

ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ﴿۴﴾

این فضل خداست آن را به هر که بخواهد عطا مى ‏کند و خدا داراى فضل بسیار است (۴)

همواره و به طور مداوم هر آن‌چه در آسمان و زمین است در خدمت نظام پروردگار هستند و او را تسبیح می‌گویند. هر چیزی که در دنیا وجود دارد، در حال نقش آفرینی در این نظامِ بی عیب و نقص الهی است. چه پروردگاری؟! پروردگاری که ۱) مالک و صاحب اختیار است، ۲) قدوس و به شدت مقدس است، ۳) عزیز و ابر قدرت است و ۴) حکیم و حکمت‌دان است. لذا چنین مدیری این نظام هستی که هر چیزی در آن نقشی ایفا می‌کند را مدیریت می‌نماید. او کسی است که در میان امی‌ها و پرورش نیافته‌ها، رسولی را از بین آن‌ها برانگیخت تا ۱) برای آن‌ها آیات و نشانه‌هایی او را تلاوت کند، یعنی نشانه بدهد که مالک هستی کیست تا خدا را بشناسند ۲) تزکیه و پاکشان نماید تا رشد کنند. چون خداوند نهایت پاکی و مقدسی است، بندگانش را نیز پاکیزه و تزکیه شده می‌خواهد، ۳) به آن‌ها کتاب و ۴) حکمت تعلیم دهد که پیش از آن در آشکارا در گمراهی بوده‌اند. نه تنها خودشان، بلکه نیز دیگرانی که هنوز به آن‌ها نپیوسته‌اند و اوست که عزیز و حکیم است. و این یک فضل خداست که طبق مشئیتش به هر که بخواهد این فضل و استعداد را می‌دهد که خداوند صاحب فضل عظیم است.

لذا چون پروردگار عزیز و ابرقدرت است، پیامبر آمده است که کتاب و سلسله اصول و معیارهای این نظام الهی را به انسان‌ها تعلیم دهد و چون پروردگار حکیم است، رسولش آمده است تا به انسان‌ها حکمت بیاموزد. در نتیجه پیامبر که فرستاده‌ی آن پروردگار است چهار وظیفه دارد که به چهار صفت پروردگار مرتبط است.

باید دقت شود که تزکیه در این آیه مقدم بر تعلیم آمده است. یعنی اصل بر تزکیه است و پس از آن تعلیم معنا می‌یابد. تزکیه هم‌چون چراغی عقل و اندیشه را صیقل می‌دهد تا علم با چراغ اندیشه در مسیر درستی جایگاه خود را بیابد. اصطلاحا چون دزدی با چراغ آید، گزیده‌تر برد کالا.

*سبح: نقش آفرینی در سیستم، انجام مسئولیت، خدمت دهی، پاک و منزه دانستن، بی عیب و نقص دانستن

*بعث: برانگیختن، استعدادی را شکوفان کردن، برخواستن، بالقوه‌ای را به فعلیت رساندن

*امی: کسی که در دامن مادر پرورش یافته است، درس نخوانده، پرورش نیافته، کسی که با دین و آیین آشنا نباشد.

*حکمت: علم رفتار، عقل‌نگری و پندآموزی، در عربی به لگامی که بر دهان اسب می‌زنند تا حیوان را مهار کنند، حکم می‌گویند.

مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿۵﴾

مثل کسانى که [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مکلف گردیدند] آنگاه آن را به کار نبستند همچون مثل خرى است که کتابهایى را برپشت مى ‏کشد [وه] چه زشت است وصف آن قومى که آیات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمى ‏نماید (۵)

این‌که پیامبر از میان جامعه‌ای عرب برآمده است، شاید اعراب را به این تفکر بیاندازد که قومی برگزیده هستند و فضیلتی برای آن‌هاست. یا حتی این‌که عده‌ای در جهان مسلمان‌زاده هستند ممکن است برخود ببالند که فضیلتی برای آن‌ها وجود دارد. در حالی‌که این شرط لازم است ولی شرط کافی نیست. این یک فاعلیت است و زمانی به درستی عمل می‌کند که قابلیت آن فراهم باشد. این بخشی است که از ناحیه‌ی خداوند انجام شده است، لذا باید ببینیم که ما چه سعی و تلاشی کرده‌ایم و چه میزان خود را برای این کار فراهم نموده‌ایم. لذا خداوند یک مثل تاریخی را برای ما یادآوری می‌نماید.

مثلی می‌زنم از کسانی که تورات را بر آن‌ها حمل کردیم و این امت حامل و دارای کتاب تورات شدند، اما به آن عمل نکردند، مثال آن‌ها هم‌چون خری است که کتاب‌هایی را برپشتش می‌کشد، چه زشت است مثل قومی که آیات خداوند را تکذیب نمودند و پروردگار مردم ظالم را هدایت نمی‌کند. در باب هشتم گلستان، سعدی می‌گوید:

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقق بود نه دانشمند

چارپایی بر او کتابی چند

آن تهی مغز را چه علم و خبر

که بر او هیزم است یا دفتر (مرجع)

*اسفار: جمع سفر، سفر یعنی نوشته و کتاب.

*ظالم: وجود فاعلیت بدون قابلیت، عدم عدالت. باغی که میوه می‌دهد، یعنی عدالت را دارد جاری می‌کند. درختی که میوه نمی‌دهد، در حال ظلم کردن به طبیعت است. لذا انسانی که کتاب هدایت دارد و این همه تلاش در هستی صورت گرفته است تا رسولی بیاید و رنج بکشد تا وی بفهمد، یعنی فاعلیت انجام شده است، این‌که انسان این قابلیت دریافت را نداشته باشد تا بکار ببندد، یعنی ظالم است و ظلم کرده است.

قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿۶﴾

بگو اى کسانى که یهودى شده‏ اید اگر پندارید که شما دوستان خدایید نه مردم دیگر پس اگر راست مى‏ گویید درخواست مرگ کنید (۶)

وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ ﴿۷﴾

و[لى] هرگز آن را به سبب آنچه از پیش به دست ‏خویش کرده‏ اند آرزو نخواهند کرد و خدا به [حال] ستمگران داناست (۷)

قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۸﴾

بگو آن مرگى که از آن مى‏ گریزید قطعا به سر وقت‏ شما مى ‏آید آنگاه به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده خواهید شد و به آنچه [در روى زمین] میکردید آگاهتان خواهد کرد (۸)

بگو ای کسانی که یهودی شده‌اید، اگر می‌پندارید که شما دوستان خدا هستید نه مردم دیگر، حقیقا اگر راست‌گو هستید، پس درخواست مرگ کنید. اگر با مرگ به خدا می‌رسید، پس آرزو کنید که مرگتان فرا برسد تا سریع‌تر به خداوند برسید. هرگز و ابدا آرزو نمی‌کنند، زیرا عملکردشان به گونه‌ای است که از پیش به دست خویش فرستاده‌اند و پروردگار به ظالمین آگاه است. آری خداوند خوب این ظالمان را می‌شناسد. پیامبر به آن‌ها بگو، این مرگی که از آن فرار می‌کنید، بالاخره سر وقت شما را ملاقات می‌کند، سپس به سوی آن دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید و آن زمان به آن‌چه که همواره می‌کردید با خبرتان می‌سازد و آگاهتان می‌کند.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۹﴾

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذکر خدا بشتابید و داد و ستد را واگذارید اگر بدانید این براى شما بهتر است (۹)

فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۱۰﴾

و چون نماز گزارده شد در [روى] زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید باشد که شما رستگار گردید (۱۰)

وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَهً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَهِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ ﴿۱۱﴾

و چون داد و ستد یا سرگرمیى ببینند به سوى آن روى‏آور مى ‏شوند و تو را در حالى که ایستاده‏ اى ترک مى کنند بگو آنچه نزد خداست از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترین روزى دهندگان است (۱۱)

برای آن‌که جامعه به این لغزشگاه‌ها نیافتد، نیاز است که اندیشه‌ها تقویت شود و فتنه‌ها، تهدیدها و چالش‌ها در اجتماعی که عالمان حضور دارند برای مردم روشن گردد. بنابراین در ادامه آیات خطاب به انسان‌هایی که ایمان آورده‌اند توصیه‌ای کلیدی می‌شود که در نماز جمعه که فریضه‌ای اجتماعی است شرکت کنند، در حالی‌که عده‌ی زیادی تجارت و دلمشغولی‌های دیگر را به آن ترجیح می‌دهند.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، وقتی که صلا دادند و اذان گفته می‌شود برای نماز جمعه، به سوی ذکر خداوند بشتابید و داد و ستد را واگذارید، اگر بدانید این برای شما بهتر است. لذا خداوند به این کار نیازی ندارد، بلکه این برای نظام جمعی شما بهتر است. وقتی که نمازتان تمام شد، منتشر بشوید و هر کس به دنبال کار خود برود و به دنبال فضل خداوند بروید، خداوند را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید.

حال آن‌که، این مردم وقتی که تجارتی و یا کاری لهو و بیهوده می‌بینند، به سوی آن روی می‌آورند و تو را در حالی که (به نماز) ایستاده‌ای، ترک می‌کنند، به آن‌ها بگو آن‌چه نزد خداست از این دل‌مشغولی‌ها، سرگرمی‌ها و تجارت بهتر است و خداوند بهترین روزی دهندگان است. همیشه تجارت همراه با تبلیغات است، در گذشته نیز با ساز و آواز برای خرید و تجارت تبلیغ می‌کردند. بسیاری از افراد نماز را برای این دلمشغولی‌ها ترک می‌کردند تا از آن باز نمانند، در حالی‌که رزق و روزی در دست خداوند است و پروردگار شما را به مساله‌ی مهمی که عقل جمعی را تقویت می‌کند و از لغزش‌گاه‌ها نجات می‌دهد، دعوت کرده است و همانا رزاق اوست.

*ذر: رها کردن، وانهادن

*بیع: تجارت، داد و ستد

*فلح: رستگاری در دنیا، فوز: رستگاری در آخرت

دیدگاهتان را بنویسید

چهار × دو =