سوره التحریم

 

سوره تحریم سوره ۶۶ می‌باشد و در جزء ۲۸ قرآن کریم قرار دارد و شامل ۱۲ آیه است. این سوره با مخاطب قرار دادن پیامبر آغاز می‌شود. سوره‌های تحریم، احزاب و طلاق هر سه با مخاطب قرار دادن پیامبر با لفظ «یا ایها النبی» آغاز می‌گردند. لذا پیام‌آوری که خبرهای آسمانی دارد، مقرر است که خبرهای مهمی را به انسان‌ها برساند. وقتی خداوند پیام‌آورش را با لفظ نبی مخاطب قرار می‌دهد، پروردگار می‌خواهد مطالبی را بفرماید که درباره‌ی رسالت پیامبرش نیست، بلکه درباره‌ی نبوتش است. در ابتدای سوره‌ی تحریم و هم‌چنین در سوره احزاب و بخشی از سوره نساء در خصوص مسائل خانوادگی پیامبر مطالبی می‌خوانیم. سوال اینجاست که قرآن که کتابی ابدی برای همه‌ی عصرها و نسل‌هاست، چه ضرورتی داشته است که مسائل شخصی درون خانه‌ی پیامبر را با دیگران به اشتراک بگذارد؟! در حالی‌که همواره قرآن از ورود به مسائل خصوصی و وارد شدن در جزئیات انسان‌ها را برحذر داشته است، حال چرا در زندگی پیامبر وارد جزئیات و مسائل شخصی می‌شود؟! به نظر می‌رسد که چند دلیل برای این‌کار وجود دارد: ۱) پیامبر انسان است و رفتار او نمونه‌ای از رفتاری انسانی با اهل خانواده است. ۲) پیامبر الگو و اسوه برای جامعه بوده است و طبیعتا نوع رفتار او برای امتش الگو قرار می‌گرفته است، لذا نقل رفتار پیامبر می‌توانسته به عنوان سنت و رویه‌ی او نوعی آموزش اصول رفتاری در خانه و بین اعضای خانواده باشد. ۳) پیامبر با رسالت و نبوتش در معرض توجه افراد مختلف قرار می‌گیرد و لذا دیگران غرض‌ورزانه علاقمند هستند تا برچسب‌هایی به وی بزنند. بالاخص کافران و مشرکان مرتبا در تلاش برای کشف نقطه ضعف‌های خانواده‌ی پیامبر بوده‌اند، زیرا نمی‌توانستند از پیامبر نقطه ضعفی بگیرند. بنابراین این آیات برای روشن‌سازی وضعیت درونی خانواده پیامبر است تا آشکارا روابط انسانی وی مورد بررسی قرار گیرد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۱﴾

اى پیامبر چرا براى خشنودى همسرانت آنچه را خدا براى تو حلال گردانیده حرام مى ‏کنى خدا[ست که] آمرزنده مهربان است (۱)

قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّهَ أَیْمَانِکُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاکُمْ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ ﴿۲﴾

قطعا خدا براى شما [راه] گشودن سوگندهایتان را مقرر داشته است و خدا سرپرست‏ شماست و اوست داناى حکیم (۲)

ای پیامبر، چرا برای جلب خشنودی و رضایت همسرانت کاری را که خداوند حلال کرده است برخود حرام می‌کنی؟! که خداوند پاک‌کننده، آمرزنده و رحیم و مهربان است. لذا گویی نبی کاری کرده است که باید استغفار کند و این‌کار را برای جلب رضایت همسرانش انجام داده است. این که موضوع چه بوده است، اصلا مهم نیست، بلکه مساله‌ی مهم این است که نباید حلال خدا را کسی حرام کند. بنابراین پیامبر نیز حق ندارد چیزی را حلال یا حرام نماید، بلکه حلال و حرام از سوی خداوند بیان می‌شود. لذا پیامبر نیز فقط باید طبق رضایت الهی عمل کند و نه آن‌که رضایت همسر را بر رضایت الهی ارجع بداند. می‌توان نتیجه گرفت که هیچ‌کس حتی پیامبر نباید از اوامر الهی جلو بزند و حلال خدا را حرام کند.

خداوند برای شما مجاز شمرده است که سوگندهایتان را بگشایید، لذا اگر سوگندی خوردید که خدایی نبود، می‌توانید سوگند خود را بشکنید و این قسم‌هایی ناروا بی ارزش است. خداوند مولای شماست و او علیم و حکیم است.

* نبی: نبأ یعنی خبر، لذا نبی کسی که دارای خبری مهم است.

*ابتغا: پیجویی کردن

*فرض: واجب، مجاز

*ایمان: دست دادن به قصد قرارداد و پیمان بستن، جمع یمین

وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ ﴿۳﴾

و چون پیامبر با یکى از همسرانش سخنى نهانى گفت و همین که وى آن را [به زن دیگر] گزارش داد و خدا [پیامبر] را بر آن مطلع گردانید [پیامبر] بخشى از آن را اظهار کرد و از بخشى [دیگر] اعراض نمود پس چون [مطلب] را به آن [زن] خبر داد وى گفت چه کسى این را به تو خبر داده گفت مرا آن داناى آگاه خبر داده است (۳)

پیامبر به صورت سری و پنهای به یکی از زنانش مطلب و موضعی را گفت، وقتی که این خبر را به او داد، وی این خبر را بیان کرد و با دیگران مطرحش نمود، خداوند پیامبر را مطلع کرد، پیامبر گوشه‌ای از مطلب را به آن زن گفت و از گفتن قسمتی از آن صرف نظر کرد. یعنی پیامبر همسرش را خوار و خفیف نکرد، زیرا نمی‌خواهد که ملامت کند، بخشی از آن را می‌گوید تا بفهمد که می‌داند و باقی مطلب را به روی خودش نمی‌آورد. این از کرامت نفس و شرافت پیامبر است. وقتی خبر داد که فهمیده است، گفت که چه کسی این خبر را به تو داده است، گفت: خدایی که علیم و خبیر است مرا با خبر کرد.

*حدیث: موضوع، مطلب، آن‌چه حادث شده است و روی داده است.

*اظهره: ظاهر کردن، مطلع نمودن

إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَائِکَهُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ ﴿۴﴾

اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه کنید [بهتر است] واقعا دلهایتان انحراف پیدا کرده است و اگر علیه او به یکدیگر کمک کنید در حقیقت ‏خدا خود سرپرست اوست و جبرئیل و صالح مؤمنان [نیز یاور اویند] و گذشته از این فرشتگان [هم] پشتیبان [او] خواهند بود (۴)

عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِنْکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا ﴿۵﴾

اگر پیامبر شما را طلاق گوید امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما مسلمان مؤمن فرمانبر توبه کار عابد روزه‏ دار بیوه و دوشیزه به او عوض دهد (۵)

اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید، شایسته‌تر و بهتر است که دلتان انگیزه‌های انحراف پیدا کرده است و اگر بخواهید از زن‌های دیگر یا دیگران کمک و مساعدت بگیرید، بدانید که حقیقتا خداوند سرپرست و مولای اوست و جبرئیل و مومنان صالح نیز یاور اویند و گذشته از آن ملائکه و فرشتگان از وی پشتیبان خواهند کرد. چه بسا پروردگارم که تربیت در دست اوست، شما را طلاق دهد و همسرانی بهتر از شما، مسلمان‌تر، مومن‌تر، فرمان‌برتر و توبه‌کارتر، پوینده‌تر و خودنگه‌دارتر چه بیوه و چه دوشیزه در عوضش بدهد. ویژگی‌هایی همسران خوب از دیدگاه الهی این‌چنین بیان شده است: ۱) تسلیم اوامر الهی هستند، ۲) مومن به خداوند و همه از او در امن و امان هستند ۳) فروتن و مطیع خداوند هستند، ۴) توبه‌کننده به سوی پروردگار هستند، یعنی انسانی هستند که متفکرانه خود را اصلاح می‌کند، ۵) عبادت خداوند را می‌کنند و وجود خود را برای انجام اوامر الهی هموار و پذیرا می‌نمایند، ۶) انسانی با انگیزه، پوینده، پرتلاش و جستجوگر حقیقت هستند و مرتبا در حال رشد و کمال می‌باشند ۷) حال فرقی نمی‌کند که بیوه باشند و یا دوشیزه و باکره.

* توبه: بازگشت و دست کشیدن از رفتار و عملی

*تظاهر: پشتیبانی، حمایت

*سائح: سائحه نوعی تحرک و کنجکاوی در جستجوی حقیقت است، پوینده، جستجوگر، فعال و پویا

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلَائِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ ﴿۶﴾

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن مردم و سنگهاست‏ حفظ کنید بر آن [آتش] فرشتگانى خشن [و] سختگیر [گمارده شده] اند از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى کنند و آنچه را که مامورند انجام مى‏ دهند (۶)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ کَفَرُوا لَا تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۷﴾

اى کسانى که کافر شده‏ اید امروز عذر نیاورید در واقع به آنچه میکردید کیفر مى‏ یابید (۷)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَى بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۸﴾

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به درگاه خدا توبه‏ اى راستین کنید امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغهایى که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است درآورد در آن روز خدا پیامبر [خود] و کسانى را که با او ایمان آورده بودند خوار نمى‏ گرداند نورشان از پیشاپیش آنان و سمت راستشان روان است مى‏ گویند پروردگارا نور ما را براى ما کامل گردان و بر ما ببخشاى که تو بر هر چیز توانایى (۸)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن مردم و سنگ‌ها هستند، ایمن نگه دارید و حفظ کنید که نیروها، ملائکه و فرشتگانی خشن و سختگیر برای آن گماشته شده‌اند که از آن‌چه خداوند به آن‌ها فرمان داده و امر نموده است، سرپیچی و عصیان نمی‌کنند و به آن‌چه امر شده‌اند عمل می‌نمایند. ای کسانی که کفر ورزیده‌اید و حقایق را نادیده گرفته‌اید، امروز (روز معاد) عذرخواهی از کسی پذیرفته نمی‌شود و در واقع جزای آن‌چیزی که به آن عمل می‌کردید را دارید می‌بینید. لذا در حال درو کردن آن‌چیزی هستید که کاشته‌اید. ای کسانی که ایمان آورده‌اید، توبه کنید و به سوی خداوند بازگردید، توبه‌ای نصوح، راستین و کاملا خالصانه. امید است که پروردگار بدی‌های شما را بپوشاند و شما را پاک گرداند و شما را به باغ‌هایی که در زیر آن جویبارهایی روان است ببرد، روزی که خداوند پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده‌اند را خوار نمی‌کند و نور وجودشان پیشاپیش و مقابل آن‌ها و مسیر راستشان را روشن می‌نماید و می‌گویند که پروردگارا نور ما را برای ما کامل کن و برما ببخشای که تو بر هر چیزی توانا و قادری. گویی اعمال امروزی آن‌ها، راه آینده و جاده و مسیر پیشرفتشان را هموار می‌کند. این آیه به ما نشان می‌دهد که در روز قیامت نیز مومنان در حال رشد و تکامل هستند و می‌خواهند که جایگاه خود را ارتقاء بخشند.

*ق: نگهدار خودت را، قوا: نگه‌دارید هم‌خانواده‌ی تقوا

*نصوح: راستین، کاملا خالص، هم‌خانواده‌ی ناصح و نصیحت، نصیحت یعنی خیرخواهی خالصانه. به عسل خالص نیز ناصح می‌گویند.

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿۹﴾

اى پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت گیر [که] جاى ایشان در جهنم خواهد بود و چه بد سرانجامى است (۹)

از آن‌جا که منافقان و دو رویان مرتبا در صدد تخریب پیامبر بوده‌اند، در اینجا می‌فرماید که ای پیامبر با کفار و منافقان جهاد کن، بر آن‌ها سخت بگیر و جای ایشان در جهنم خواهد بود که چه بد سرانجامی است. از آن‌جا که هیچ منافقی در زمان پیامبر کشته نشده است و پیامبر به جنگ با آن‌ها نپرداخته است، لذا در اینجا مقصود از جهاد همان سعی و تلاش در جهت اصلاح و تغییر آن‌ها است. از آن‌جا که دستور دوم یعنی اغلظ پس از آن آمده است، بر این معنی که جهاد صرفا جنگ علیه آن‌ها نبوده است، تاکید دارد.

*جهاد: سعی و تلاش جدی، انجام جدی یک کار با قبول محرومیت‌ها و سختی‌ها

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ ﴿۱۰﴾

خدا براى کسانى که کفر ورزیده‏ اند آن نوح و آن لوط را مثل آورده [که] هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و کارى از دست [شوهران] آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شوید (۱۰)

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّهِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ﴿۱۱﴾

و براى کسانى که ایمان آورده‏ اند خدا همسر فرعون را مثل آورده آنگاه که گفت پروردگارا پیش خود در بهشت‏ خانه‏ اى برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان (۱۱)

وَمَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ وَکَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ ﴿۱۲﴾

و مریم دخت عمران را همان کسى که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتابهاى او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود (۱۲)

در این‌جا پروردگار سه مثال برای زنان پیامبر می‌زند تا پند بگیرند. خدا برای کسانی که حقایق را پنهان نمودند و کفر ورزیدند، زن نوح و زن لوط را مثلی قرار داد، آن‌ها با آن‌که تحت سرپرستی و تحت تاثیر دو بنده از بندگان شایسته ما بودند، به آن‌ها خیانت کردند، به آن‌ها گفته شد که همراه بقیه وارد جهنم شوید. لذا صرفا وابستگی، ارتباط خانوادگی و … برای رستگاری فرد کافی نیست و در روز قیامت هر کس تابع عمل خودش است. همان‌طور که خداوند می‌فرماید هیچ فرقی حتی بین زن پیامبر و باقی افراد نیست.

اکنون مثالی برای مومنین. و برای کسانی که ایمان آورده‌اند، خداوند همسر فرعون را مثل آورده است، آن‌گاه که گفت پروردگارا پیش خودت خانه‌ای در بهشت برایم بساز و مرا از فرعون و رفتار و کردارش نجات بده و مرا از دست قومِ ستمگر نجات بخش. لذا می‌شود فردی در کاخ فرعون در وفور نعمت باشد، زن بدترین فرد روزگار نیز باشد، ولی دلش روشن باشد و با وجدان بماند و بخواهد که نه‌تنها از همسر ظالم و رفتار پلیدش، بلکه از هر ظلم و ظالمی نجات یابد و در پیش‌گاه الهی رستگار گردد.

و مثالی دیگر، مریم دختر عمران است که او همان کسی بود که عفت و پاکدامنی خود را نگه داشت و ما از روحمان در او دمیدیم و وجودش تصدیق کننده‌ی سخنان و کلمات الهی و کتاب‌ها و نظام‌های الهی بود و او از قانتین و فرمانبرداران خداوند بود. بنابراین خداوند می‌خواهد استقلال زن را نسبت به مردان و همسرش نشان دهد و شخصیتی مستقل از زنان را برای بشریت جلوه‌گر نماید. لذا مریم که تنهای تنها است و فاقد هرگونه تاثیر از مردی می‌باشد، او توانست یکی از بهترین زنان دنیا شود و هم‌چنین همسر فرعون که سالیان دراز تحت تاثیر ظلم و ستم بدترین مرد دنیا نیز بوده است، او نیز توانست یکی از بهترین زنان دنیا بشود.

*خیانت صرفا جنسی نیست، بلکه خیانت به رفتاری که شایسته‌ی عبودیت نیست نیز گفته می‌شود.

*قانت: فروتن در برابر خدا، فرمانبر خداوند

دیدگاهتان را بنویسید

چهارده + 1 =