روز هشتم – قرنطینه کرونا در خانه

با سلام و احترام خدمت خوانندگان محترم

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید

ناخوانده درس مقصود، از کارگاه هستی

دیشب رو تا صبح مطالعه کردم. کمی سینه‌م درد می‌کنه، دقیقا مشابه سینه دردی هست که وقتی گلوی آدم چرک می‌کنه، حادث می‌شه. گلو درد هم همچنان ادامه داره و من خوردن قرص آموکسی سیلین ۵۰۰ رو ادامه می‌دم. صبح چند لیمو و رطب خوردم و منتظرم که اعضای خانواده بیدار بشن و برام آب بیارن. حوالی ظهر یکی از دانش‌آموزای با معرفتم برام خرید کرده بود و وسایل رو تحویل خانواده داده بود.

هر که فریاد رس روز مصیبت خواهد

گو در ایام سلامت به جوانمردی کوش

بنده حلقه به گوش ار ننوازی برود

لطف کن، لطف که بیگانه شود حلقه به گوش (سعدی)

با یکی از آشناهای قدیمی کمی خاطره‌بازی کردیم و فهمیدم که استاد پریش شهرضایی و استاد آشفته شهرضایی برادر شوهر و همسر شوهر ایشون هستن. باقی روز رو تا تونستم مطالعه کردم و بعد از نهار خوردن، تا شب استراحت کردم.

ندهی اگر بر او دل، به چه آرمیده باشی

نگزینی ار غم او، چه غمی گزیده باشی (فیض کاشانی)

 

محمدحسن محمدپور (مسیحا)، بندرعباس، ۱۲ تیرماه ۱۳۹۹

دیدگاهتان را بنویسید

هشت − شش =